آرزو
خیلی وقته از چشام بی تو بارون میباره دل ناامید من تورو آرزو داره
ای همیشگی ترین٬آه ای دورترین سوختن کار من است نگرانم منشین
راست میگفتی تو دیگر اکنون دیر است دوستی و دوری آخرین تدبیر است
راست میگفتی تو باید از عشق برید از چنین پایانی به سرآغاز رسید
ای همیشگی ترین٬آه ای دورترین سوختن کار من است نگرانم منشین
راست میگفتی تو دیگر اکنون دیر است دوستی و دوری آخرین تدبیر است
راست میگفتی تو باید از عشق برید از چنین پایانی به سرآغاز رسید
شکستی و شکستم گسستی و گسستم چه بودی و چه بودم
چه هستی و چه هستم
تو رها از من باش ای برایم همه کس زیر آوار قفس مانده ام من ز نفس
تو و خورشید بلند٬من و شبهای قفس بعد ازاین باخودباش یادتومارابس
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۵/۰۴/۲۲ ساعت 23:27 توسط علی پ
|
سلام علی پ هستم از روستای ازان (میمه) توابع اصفهان