تبليغاتX
علی کهرو onLoad and onUnload Example

 

سه شنبه 1386/11/02

عزاداری در ایران

ريشه مرثيه‌سرايي و منقبت‌خواني محرم را بايد در فرهنگ ايراني جست‌وجو كرد. شاهنامه‌خواني و پرده‌خوانی که ریشه در فرهنگ ايراني دارد، در دوره قاجار زمينه‌اي براي نوحه‌خواني و ذكر مصيبت در محرم را فراهم كرد.

 

در فرهنگ ايراني نخستين و روشن‌ترين سند عزاداري ثبت شده سوگ سياوش است. بنابراين آن چه در تاريخ بخاراي نرشخي آمده نقل است كه: مردم بخارا را در كشتن سياووش نوحه‌هاست چنانكه در همه ولايت‌ها معروف است و مطروبان آن‌را سرود ساخته‌اند و قوالان آن را گريستن مغان خوانند و اين سخن زيادت از سه هزار سالست.

و در جايي ديگر ذكر بخارا در شرح جنگ كيخسرو مي‌نويسد:

اهل بخارا بر كشتن سياوش سرودهاي عجبست و مطربان آن را كين سياووش گويند، و محمدبن‌جعفر گويد كه از اين تاريخ سه هزار سال است.

به غير از نقل‌قول نرشخي در نقش‌هاي ديواري كه در نزديك سمرقند كشف شده سوگواري را نشان مي‌دهد كه ظاهراً بر سوگ سياووش است. دراين تصوير يك عماري باز است و سياووش و شبيه او برآن خفته و مردم بر سر روي خود مي‌كوبند.

 

اولين سوگواري براي امام حسين پس از شهادت ايشان توسط اهل بيت و علويان در مدينه و به فاصله چند سال پس از شهادت ايشان برگزار شد. اين عزاداري بر اساس شهادت منابع پس از سال 65 وقيام علويان به رهبري مختار (که بیشترین شمار لشکریان وی را ایرانیان تشکیل می‌دادند) در خونخواهي شهداي كربلا بوده است.

 

اما ريشه عزاداري براي امام حسين (ع) در ايران به طور مشخص در دوره پادشاهی احمد معزالدين آل بويه رواج يافت.

پيش از آل‌بويه (دیلمیان) شيعيان و علويان دور هم جمع مي‌شدند و سوگواري مي‌كردند، لباس سياه مي‌پوشيدند و پارچه‌هاي سياه را به نشانه عزاداري بردر خانه‌ها مي‌آويختند. امام صادق (ع) در عاشورا وتاسوعا در خانه مي‌ماندند و نزديكان براي عرض تسليت نزد او مي‌رفتند. اما اين مراسم به علت عدم پشتوانه محكم و فشار دستگاه حاكمه در نقاط مختلف به صورت پراكنده برگزار مي‌شد.

اين فشار از سوي خلفاي عباسي روزبه‌روز بيشتر مي‌شد، به‌طوري كه در زمان خلافت متوكل عباسي حرم مطهر امام حسين در كربلا بدست لشکریان ترک وی ویران شد. متوكل دستور به تخريب حرم امام حسين داد و بر روي تمام مزارات كربلا آب جاري كرد.

 

آل بويه نخستين حكومت ایرانی بود كه داراي اقتدار شد.

اين حكومت شیعی پس از استقرار عزاداري محرم را به صورت نهادينه در آوردند. دراين دوران هرساله محرم عزاداري‌هاي مفصلي برگزار مي‌شد.

اين مراسم در محله كرخ بغداد كه مركز شيعيان بود با شكوه بيشتري برگزار مي‌شد. قم، كاشان، سبزوار، اوه و ساوه نيز كه مركز شيعيان بود در هنگام عزاداري تعطيل رسمي مي‌شدند و در اماكن مذهبي به عزاداري مي‌پرداختند.

سنت آب و شربت دادن از آن زمان پايه‌گذاري شد. عزاداران كوچه‌ها را سياه‌پوش مي‌كردند و نوحه‌خواني مي‌كردند؛ اما رسم حمل علم كتل در عزاداري‌هاي اين دوران ديده نمي‌شود.

اين كثير شامي در تاريخ خود مي‌نويسد:

معزالدوله در بغداد در دهه اول محرم فرمان داد تمامي بازارهاي بغداد بسته و سياه عزا پوشيدند وبه تعزيه سيدالشهدا پرداختند. چون اين قاعده در بغداد رسم نبود بنابراین علماي اهل سنت آنرا بدعتي بزرگ دانستند و چون بر معزالدوله دستي نداشتند چاره بر تسليم آن نداشتند.پس از آن هر ساله تا انقراض دولت ديالمه شيعيان در ده روز اول محرم در جميع بلاد رسم تعزيه به جاي مي‌اوردند و در بغداد تا اوايل دولت سلجوقي برقرار بود.

 

عزاداري سيدالشهدا با سقوط دولت آل‌بويه تعطيل و به صورت مخفي برگزار مي‌شد. تا پايان دوره تيموري كمتر در منابع خبر از برگزاري عزاداري به چشم مي‌خورد. در دوره تيموريان، كتاب روضه الشهدا توسط ملا محمد واعظ كاشفي نوشته شد. دراين دوره و در هرات كه پايتخت اين حكومت بوده دوباره از دوره سلطان حسين بايقرا آخرين پادشاه تيموري مراسمي برگزار شد.

تيموريان تا حدودي به شيعيان آزادي عمل دادند. روضه‌الشهدا مهمترين منبع عزاداري‌ها است، به‌طوري‌كه در دوره قاجار گويندگان مراسم عزاداري به واسطه خواندن روضه الشهدا به روضه‌خوان مشهور شدند واين اصطلاح باقي ماند.

 

با به قدرت رسيدن دولت صفويه در ايران و رسميت بخشبده شدن به مذهب شیعه به‌عنوان مذهب رسمی ايرانيان عزاداري‌هاي اهل بيت بخصوص امام حسين داراي اهميت بيشتري شد. در دوران صفويه عزاداري‌ها به مناطق باز كشانده شد. در اين دوره در همه ايران بخصوص مناطق شيعي چون قم و كاشان مراسم با شكوه بيشتري برگزار مي‌شد. اما برگزاري با شكوه عزاداري رقابت‌هايي را در محله‌ها وشهرها به دنبال داشت، هر محله‌اي مي‌كوشيد با شيوه خاص و باشكوه‌ترين مراسم را برگزار كند و برتري و مفاخره آميز خود را اثبات كند.

تاکید بر همسر ایرانی امام حسین (ع) یعنی شهربانو دختر یزدگرد سوم نیز از قرن سوم هجری به بعد نیز در گرایش ایرانیان به عزاداری نقش داشته است.

 

اما با اين حال بيشترين سنت‌هاي عزاداري در دوره قاجار شكل يا تقويت گرفت. بيشتر سنت‌هاي عزاداري امروزي از دوره قاجاريه باقي مانده است، برای نخستین بار پايگاه‌هاي عزاداري‌ها به حسينه‌ تبديل شد. پیش از آین در این ساختمانی به نام حسینیه وجود نداشت.

ناصرالدين شاه تكيه دولت را براي برگزاري مراسم محرم و تعزيه خواني بنا نهاد و هنر تعزيه كه از دوره صفويه پا گرفته و در دوره زنديه شكل گرفته بود در اين دوران قوام يافت. منقبت‌خواني، حمل علم و كتل نيز در اين دوره رسم شد.

 

اين مراسم هر ساله با آيين‌هاي ویژه از سوي مردم و بخصوص حكومت برگزار مي شد. اگرچه در اين ميان رسوم ناپسندي چون قمه‌زني وآزار بدن نيز مرسوم وبه شدت انجام مي‌شد.

خودآزاري و قمه‌زني كه تا دوران قاجار نمونه‌اي از آن هرگز مشاهده نشده بود، ريشه در سنت‌هاي "استپي" اقوامي وحشی و مهاجمی دارد كه از استپ‌هاي آسياي صغير به ايران امدند. پيشوايان ديني، حتي عزاداري براي نزديكترين افراد خانواده را اگر خراشي به صورت وارد شود، را مكروه مي‌دانند. به همين علت بسیاری از علماي ديني به شدت با آن مخالفت مي‌كردند.

 

منابع:

دكتر هاشم آقاجري استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس

هستی پودفروش، دبیر گروه اجتماعی اقبال

نوشته شده توسط علی پ در 13:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/09/13

آريو 5 ماهگي 
نوشته شده توسط علی پ در 16:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/05/25

                        به نام حق       

مدتهاست چیزی برایتان ننوشته ام شاید وقت آنرا ندارم و شاید هم استعداد نوشتن ندارم.

به هر حال بعد از این همه مدت فرصتی پیدا شد تا وبلاگ خود را به روز کنم.

من پس از هفت سال زندگی در شهر اصفهان اکنون مجبور شدم به خاطر پاره ای از

مسائل شغلی اصفهان را ترک کنم و به خوزستان بیایم. به هر حال باید تحمل کرد.

از این حرفها که بگذریم دوستان حال شما چطور است ؟ امیدوارم هرجایی که هستید

شرمنده خودتان و خدای خودتان نشوید.

الآن حدود دو ماه میشود که به ازان نرفته ام.باور کنید عین مرغی پر بسته میمونم.

ببخشید تا فرصتی دیگر که بتونم کمی با شما درد دل کنم خداحافظ.

حالا چندتا عکس از آقا آریو براتون میگذارم كه مال ۲ ماهگيشه .آريو پ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی پ در 8:22 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/02/25

چو ایران نباشد تن من مباد

سلام

امروز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است. به نظر من فردوسی بزرگترین

شاعر ایرانیست.او در دوره ای که اعراب از یک سو و ترکان(غزنویان)از سوی دیگر بر فرهنگ این 

سرزمین می تاختند پرچم ایرانی بودن و زبان فارسی را برافراشت. او طی ۳۰ سال تمام ثروت و مکنت 

خود را در راه سرودن شاهنامه صرف کرد و در پایان پاداشی را که سزاوار آن بود هرگز دریافت نکرد.

خدمتی که او به فرهنگ ما کرد هیچکس نتوانست آن را انجام دهد.

ولی امروز که مثلا روز بزرگداشت مقام فردوسی بود صدا و سیما چه کرد؟ هیچ

اگر روز وفات فلان روحانی بود حداقل یک هفته تمام صدا و سیما بسیج میشد و برنامه های مختلفی

از تمام شبکه های تلویزیون و رادیو پخش میکرد.

باشد که ما برای بزرگان ایرانی احترامی بیشتر قائل باشیم و واقعا قدر آنها را بدانیم.

       چو ایران نباشد تن من مباد      بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

نوشته شده توسط علی پ در 23:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/02/22

بهترین روز زندگی من

سلام

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ بهترین روز زندگی من است. در این روز من پدر شدم .

واقعا احساسی شیرین و  وصف ناشدنی است. عزیز دلم پسر است .

اسمش را آریو گذاشتم. بله به خاطر علاقه ای که به آریو برزن دارم اسم فرزندم

را آریو گذاشتم تا اگر خدا بخواهد در آینده مثل آریوبرزن مردی بزرگ شود.

آریو

نوشته شده توسط علی پ در 0:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/02/12

امامزاده سید صالحه خاتون

 

 این هم تصاویر امامزاده سید صالحه خاتون

نوشته شده توسط علی پ در 8:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/01/27

بی عنوان

سلام دوستان راستی چقدر سخت است دوری و فراق

دوری از کسی که بیشتر از خودت دوستش داری

کسی که وقتی پیش توست احساسش نمیکنی

ولی دوریش تو را خرد میکند      به امید روزی که دیگر فراقی نباشد

دوری

نوشته شده توسط علی پ در 22:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1386/01/10

سیزده بدر

سلام دوستان چند روزی بیشتر به سیزده بدر نمونده ولی چون تا هجدهم فروردین به اینترنت دسترسی ندارم مجبورم مطلب سیزده بدر را الآن بنویسم.

 اینجوری که معلومه فکر کنم امسال  سیزدهه برف و بارون و تگرگ و طوفان و سونامی و ....  همه قراره با هم بیان . روز هفتم که رفته بودم ازون(ازان) چنان بارونی اومد که تا سال بعد هم زمین خشک نمیشه. باز هم از خدا میخوام نعمت آفتاب را از ما دریغ نکنه و تا سیزدهم کوه و صحرا خشک بشه. هر سال سیزده بدر تو ازون ملت میریزن تو دشت و کوه و بیابون ما هم هرسال به جایی به اسم  سه کلنگ یا سه برار(سه برادر) میریم که سه کوه به هم چسبیده هستند و تقریبا جای سرسبزیه. جاهایی که مردم ازون برای سیزدهه به اون میروند عبارتند از: (البته با گویش محلی)

سه برار se berar - کو کرچ koo kerch  - چا پرخ cha perakh - کو کرو koo karoo - لورک levark - کلفتی kolofti - چا توت cha toot - سنگ او دیزولی seng ov dizooli - لافتارون laftaroon - دم کله dom kola و غیره... 

امیدوارم سیزده بدر خوبی داشته باشید

 

 

نوشته شده توسط علی پ در 9:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/01/05

ايراني ترين ايراني

بر پايه يادداشتهاي روزانه "كاليستنسCallisthenes " مورخ رسمي اسكندر، 12 اوت سال 330 پيش از ميلاد، نيروهاي اين فاتح مقدوني در پيشروي به سوي "پرسپوليس" پايتخت آن زمان ايران، در يك منطقه كوهستاني صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگيلويه) با يك هنگ ارتش ايران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهي ژنرال «آريو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشروي ارتش دهها هزار نفري اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داريوش سوم را شكست و فراري داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پاي درآمد و فرمانده دلير آن نيز برخاك افتاد.
     مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنين مقاومتي در گاوگاملاGaugamela (كردستان كنوني عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعي بود. در "گاوگاملا" با خروج غير منتظره داريوش سوم از صحنه، واحدهاي ارتش ايران نيز كه درحال پيروز شدن بر ما بودند ؛ در پي او دست به عقب نشيني زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم در جهت شمال شرقي ايران فرار كرده بود و « آريو برزن » در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگي ادامه مي داد.
    دلاوري هاي ژنرال آريو برزن، يكي از فصول تحسين برانگيز تاريخ وطن ما را تشكيل مي دهد و نمونه اي از جان گذشتگي ايراني در راه ميهن را منعكس مي كند.
    آريو برزن و مردانش 90 سال پس از ايستادگي لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت روي داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگي «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بناي ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاري شده باشد، ولي از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثري در دست نيست.چرا؟. اگر به فهرست درآمدهاي توريستي يونان بنگريم خواهيم ديد كه بازديد از بناي ياد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونيداس براي يونان هرسال ميليونها دلار درآمد گردشگري داشته است. همه گردشگران ترموپيل اين آخرين پيام لئونيداس را با خود به كشورهايشان مي برند: اي رهگذر، به مردم لاكوني ( اسپارت ) بگو كه ما در اينجا به خون خفته ايم تا وفاداريمان را به قوانين ميهن ثابت كرده باشيم( قانون اسپارت عقب نشيني سرباز را اجازه نمي داد). لئونيداس پادشاه اسپارتي ها بود كه در اوت سال 480 پيش از ميلاد، دفاع از تنگه ترموپيل در برابر حمله ارتش ايران به خاك يونان را برعهده گرفته بود.
    
« آريو برزن » و مردانش جان دادند تا اسكندر مقدوني از اين پلكان قدرت و عظمت بالا نرود
«آريو برزن» و مردانش جان دادند تا اسكندر مقدوني از اين پلكان قدرت و عظمت بالا نرود

    
آريو برزن و مردانش جان بر كف نهادند تا پايتخت ميهنشان به دست اسكندر به اين صورت در نيايد ، اما ويرانه هاي آن هم خبر از بزرگي و عظمت و اصالت تمدن ايرانيان باستان مي دهد ــ تمدن و فرهنگي كه رسالت پاسداري از آن تكليف بي چون و چراي هر ايراني و ايراني تبار است. تا اين ستون هاي سر به فلك كشيده كه ميراث مشترك همه ايرانيان است بر جاي باشند ، ايران هم باقي خواهد بود ــ به همان گونه كه در 13 قرن گذشته عربان ، اقوام مهاجر ماوراء آسياي مركزي ، مغولها و استعمار گران اروپايي نتوانستند آن را و فرهنگش را از ميان بردارند.

آريو برزن و مردانش جان بر كف نهادند تا پايتخت ميهنشان به دست اسكندر به اين صورت در نيايد ، اما ويرانه هاي آن هم خبر از بزرگي و عظمت و اصالت تمدن ايرانيان باستان مي دهد ــ تمدن و فرهنگي كه رسالت پاسداري از آن تكليف بي چون و چراي هر ايراني و ايراني تبار است. تا اين ستون هاي سر به فلك كشيده كه ميراث مشترك همه ايرانيان است بر جاي باشند ، ايران هم باقي خواهد بود ــ به همان گونه كه در 13 قرن گذشته عربان ، اقوام مهاجر ماوراء آسياي مركزي ، مغولها و استعمار گران اروپايي نتوانستند آن را و فرهنگش را از ميان بردارند.

مطالب بر گرفته از وبلاگ  بوف كور

كنون گويمت رويدادي دگر
زتاريخ ديرين اين بوم و بر
چو اسكندر آمد به ملك كيان
يكي گرد فرمانده قهرمان
به ايرانيان داد درس وطن
در اين ره گذشت از سرو جان و تن
كه فرزند نام آور ميهن است
مر آن شير دل آريو برزن است
چو اسكندر آهنگ ايران نمود
همه آگهان را هراسان نمود
جهانگستري فكرو سوداي او
جهانگيري انديشه و رأي او
چو موج شتابنده مي راند پيش
بشد كار دارا به سختي پريش
سرانجام دارا در آمد زپا
از اين بار شد پشت ايران دوتا
بسي شهر ها را سكندر گشود
به جز پارس ، چون راه دشوار بود
گذرگاه او تنگه اي بود تنگ
دو سويش همه صخره و كوه و سنگ
همه سنگ ها بود ره ناپذير
همه صخره هايش كهن سال و پير
در آن تنگه سردار ايران سپاه
بر اسكندر و لشكرش بست راه
چو كوهي سر افراشت بر آسمان
كه تا ره بود بسته بر دشمنان
پس از روزها پايداري و جنگ
پس از هفته ها كارزار و درنگ
سكندر نيارست از آن ره گذشت
بكارش فرومانه و در مانده گشت
سرانجام فكري سكندر نمود
پي چاره تدبير ديگر نمود
بگفتا به سردار ايران سپاه
كه بگذر زپيكار و بگشاي راه
ببخشم ترا بر همه مهتري
از اين پس تو سردار اسكندري
ولي آريو برزن پاكدل
پي پاس اين خاك و اين آب و گل
به اسكندر از خشم پاسخ نداد
چو كوهي فراروي او ايستاد
سرانجام ، نابخرد گمرهي
به دشمن نشان داد ، ديگر رهي
چو اسكندر از تنگه آمد فراز
زنو آريوبرزن چاره ساز
گران پا تر از صخره هاي بلند
بپا ايستاد اندر آن ، تنگ ، بند
بدينگونه ره بر سكندر ببست
بر او آشكار و مسلم شكست
بدانست جز مرگ در پيش نيست
و را تا عدم يك قدم بيش نيست
چو نزديك شد لحظه واپسين
به ميدان آورد گفت اين چنين :
(( بدان اي سكندر پس از مرگ من
پس از ريزش آخرين برگ من
تواني گشايي در پارس را
نهي بر سرت افسر پارس را
به تخت جم و كاخ شاهنشهان
قدم چون نهي بادگر همرهان
مبادا شوي غره از خويشتن
كه ايران بسي پرورد همچو من
چو اسكندر اين جانفشاني بديد
سر انگشت حيرت به دندان گزيد
به آهستگي گفت با خويشتن
كه اينست مفهوم عشق وطن
اگر چند آن آريا مرد گرد
پي پاس ايران زمين ، جان سپرد
ولي داد درسي به ايرانيان
كه در راه ايران چه سهل است جان !))




سروده خانم توران بهرامي ( شهرياري )
برگرفته از كتاب ديوان توران

 

 

 

نوشته شده توسط علی پ در 7:23 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/12/27

عيدتان مبارك باد  سلام دوستان عزيز

  عيدتون مبارك بو    

  AIDETOON MOBARAK BOO

نوشته شده توسط علی پ در 19:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/12/05

آشنایی بیشتر با علی پ

من دارای علایقی می باشم که آنها را برای شما شرح میدهم
خواننده مورد علاقه ابی
نویسنده صادق هدایتهدایت
بازیگر(ایرانی) پرویز پرستویی
بازیگر(خارجی) نیکلاس کیج
ورزش بسکتبال
بازیکن(بسکتبال) شکیل اونیل
بازیکن(فوتبال) محرم نویدکیا
تیم موردعلاقه سپاهان
نوشته شده توسط علی پ در 23:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/07/15

شروع دوباره

سلام دوستان
 امیدوارم در شروع فعالیت دوباره تلاشم مستمر و بدون وقفه باشد.

استاد شجریان                                                                        

نوشته شده توسط علی پ در 3:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/05/16

مولود کعبه

 میلاد مولود کعبه بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد

 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
 
  که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
نوشته شده توسط علی پ در 16:35 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1385/05/06

سادگی

  همیشه سبز می خشکد     همیشه ساده می بازد
  همیشه لشکر اندوه            به قلب ساده می تازد
  من آن سبزم که رستن را     تو آخر بردی از یادم
  چه ساده هستی خود را      به باد سادگی دادم

  به پاس سادگی در عشق    درون خود شکستم زود
  دریغا سهم من از عشق       قفس با حجم کوچک بود

  درونم ملتهب از عشق          برونم چهره ای دم سرد
  ولی از عشق باختن را           غرور من مرمت کرد
  به غیر از ٬دوستت دارم          به لب حرفی نشد جاری
  ولی غافل که تو خنجر           درون آستین داری

          طلوع اولین دیدار           غروب شام آخر بود
               سرانجام تو و عشقت   حدیث پشت و خنجر بود
 

نوشته شده توسط علی پ در 7:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/04/26

سرزمین مادری

با سلام به همه همشهریهای گلم   با سلام به کهروی عزیز

الآن حدود هشت سال میشود که من روستای خود ازان را به خاطر شغلم
ترک کرده ام ولی همیشه و در همه حال به فکر آنجا بوده ام
به یاد روزهایی که از سر ظهر تا دم غروب در زمین خاکی فوتبال٬ بازی
میکردم هر از چند وقت با بچه ها دعوا میکردم ولی آن جنگ و دعواها زود
تمام میشد و دوباره دوستی جای آن را میگرفت
بگذریم٬ازان ما چند محله دارد به نامهای مفت آباد٬میونده٬چاله قرقری٬
محله چاله  که من بچه مفت آباد هستم . محله مفت آباد نسبت به دیگر
محلات جوانتر و جدیدتر میباشد
منتظر مطالب بعدی من باشید......            
خدا نگهدار
نوشته شده توسط علی پ در 4:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/04/25

اناّ اعطیناک الکوثر

 میلاد کوثر بر تمامی مسلمانان مبارک باد
نوشته شده توسط علی پ در 8:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1385/04/22

آرزو

 خیلی وقته از چشام بی تو بارون میباره   دل ناامید من تورو آرزو داره
 ای همیشگی ترین٬آه ای دورترین           سوختن کار من است نگرانم منشین
 راست میگفتی تو دیگر اکنون دیر است    دوستی و دوری آخرین تدبیر است
 راست میگفتی تو باید از عشق برید        از چنین پایانی به سرآغاز رسید

 شکستی و شکستم    گسستی و گسستم    چه بودی و چه بودم
                                چه هستی و چه هستم 
 
 تو رها از من باش ای برایم همه کس       زیر آوار قفس مانده ام من ز نفس
 تو و خورشید بلند٬من و شبهای قفس     بعد ازاین باخودباش یادتومارابسابی

نوشته شده توسط علی پ در 23:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1385/04/16

ازان

 

 روستای ازان(اذان)جزء بخش میمه شهرستان برخوارومیمه استان  اصفهان میباشد  موقعیت آن در ۱۰۰ کیلومتری شمال اصفهان واقع  شده است.

  زبان مردم آن فارسی اصیل(زرتشتی) - دین مردم ۱۰۰٪ شیعه دوازده امامی - شغل اصلی مردم کشاورزی، دامداری و بافتن فرش دستباف میباشد ولی به علت رکود این بخشها حدود ۹۰٪نیروی کار جوان روستا درشهرک صنعتی مورچه خورت مشغول به کار میباشند-جمعیت روستا حدود ۴۰۰۰ نفر  

 

نوشته شده توسط علی پ در 2:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1385/04/15

 

 سلام

 به این وبلاگ خوش آمدید

نوشته شده توسط علی پ در 21:21 |  لینک ثابت   • 
 
JavaScript Codes